های‌بای قهوه

پاییز دو روز دیگه شروع می‌شه. فصلی سرشار از احساسات عاشقانه و سوییشرت و جیب بزرگ و خش خش برگ‌های هزار رنگ زیر پاهای معشوق و از این جور داستانا. فصلی که روز رفته رفته کوتاه‌تر می‌شه، غروباش رفته رفته غصه‌دارتر می‌شه، ترس بچه محصل‌ها بالاخره محقق می‌شه، دهن read more

Read More

TasteIt

وسط یه راه طولانی، تو اتوبوس، که چشم دوختنتون به جاده یا صفحه‌ی ساعت، جز یادآوری نگذشتن زمان، کمک دیگه‌ای بهتون نمی‌کنه و از مصاحبت بغل‌دستیتون، فقط یه کله‌ی کج شده رو شونه‌ی شما و یه آب دهن آویزون از دهن بازش عایدتون شده و هیچ کاری هم برای انجام ندارین، یاد read more

Read More

Follow Us

Instagram

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها